تبليغاتX
ستارگان آسمان هنر و ادب ایران زمین

 

بانک کاریکاتور جهان

برای دیدن کاریکاتورها بر روی اعداد زیر کلیک کنید

 

2  4  6  7  8  9  10  11  12  13  14  15  16  17  18  19  20  21  22  23  24  25  26  27  28  29  30  31  32  33  34  35  36  37  38  39  40  41  42  43  44  45  46  47  48  49  50  51  52  53  54  55  56 57  58  59 60  61  62  63  64  65  66  67  68  69  70  71  72  73  74  75  76  77  78  79  80  81  82  83  84  85  86  87  88  89  90  91  92  93  94  95  96  97  98  99  100  101  102  103  104  105  106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201  >>>

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 17:30 |
 

شاعر بلند آوازه ایران زمین قیصر امین پور از میان ما رفت

در آدرس زیر خبر آن را بخوانید

قیصر امین پور در گذشت

http://sokhanma.blogfa.com/post-68.aspx

 

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 11:13 |

محمد نوری - خواننده  
شهرام ناظری - خواننده  
داریوش اقبالی - خواننده  
حسین خواجه امیری(ایرج) - خواننده  
اکبر گلپایگانی - خواننده  
معین - خواننده  
ستار - خواننده  
داریوش رفیعی - خواننده  
استاد اسدالله ملک - نوازنده بزرگ ویولن  
فضل الله توکل - آهنگساز و نوازنده بزرگ سنتور  
علیرضا افتخاری - خواننده  
حسین تهرانی - نوازنده بزرگ تمبک  
میرزا ظلی - خواننده  
مرتضی حنانه - آهنگساز  
تار : آقا میرزاعبدالله  
کمانچه :کامران داروغه  
تنبک : محمد اسماعیلی  
نی : حسن ناهید  
عماد رام - آهنگساز ، خواننده  
حمیرا - خواننده  
پوران - خواننده  
قمرالملوک وزیری - خواننده  
هایده - خواننده  
مهستی - خواننده  
الهه (بهار غلامحسینی) - خواننده  
ملوک ضرابی - خواننده  
پریسا - خواننده  
مرتضی خان نی داود - آهنگساز ،نوازنده بزرگ تار  
امین الله رشیدی : خواننده  
تار : جلیل شهناز  
ویولن : روح‌الله خالقی  
پرویز یاحقی  
محمد شیرخدایی : نوازنده قره ‌نی  
پرویز مشکاتیان  
غلامحسین بنان : خواننده  
حسن کسایی : نوازنده بزرگ نی  
منصور نریمان : نوازنده بربت(عود)  
کلنل علینقی وزیری : نوازنده تار  
علی تجویدی: نوازنده ی بزرگ ویلون  
علی اصغر بهاری :نوازنده بزرگ کمانچه  

 

فردوسي خردمند  
نادر شاه افشار   
عمر خیام   
شیخ مُصلِح الدین مُشرف بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی  
كورش بزرگ   
داريوش بزرگ  
پور سینا - ابن سینا (شیخ الرئیس ابو علی سینا)  
رودکی   
حافظ شیرازی، شمس الدین محمد  
ناصرخسرو قباديانى  
محمدبن زکریای رازی  
ابوريحان محمد بن احمد بيرونى  
پاپك(بابك) خرمدين   
مولانا جلال الدين محمد بلخي - مولوی  
محمد مصدق  
ارد بزرگ   
ستارخان  
میرزا تقی خان امیر کبیر   
عباس میرزا   
حسن صباح  
نیما یوشیج  
سورنا سردار بزرگ ايراني  
سهراب سپهری   
محمد غفاری " کمال الملک "  
نصرالله خادم  
ابراهيم پورداود  
رضا مافي  
ابوالفتح عبدالرحمان منصور خازني  
محمود حسابي  
هوشنگ مرادی کرمانی  
ابوالحسن خان صدیقی  
زرتشت  
احمد پارسا   
ابوسعید فضل الله ابوالخیر  
خواجه نصیر الدین طوسی   
علی اکبر دهخدا  
پروین اعتصامی   
محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار   
محمد نوری   
ملاصدرا يا صدرالمتألهين  
علاءالدين ابوالحسن بن علي بن ابي‌الحزم قرشي ( ابن نفیس )  
حمید نطقی  
کاظم معتمد نژاد  
افسانه صفوي  
مجید سمیعی  
هاشم رفيعي تبار   
لطفي زاده  
احمد رسول‌زاده  
پرویز یاحقی   
محمد علی اسلامی ندوشن  
احمد کسروی  
محسن کاوه راد  
غلامحسین یوسفی   
خسرو گلسرخی  
محمدرضا صياد   
شمس کسمايي  
هوشنگ گلشيري  
محمدرضا شفيعی کدکنی  
احمد بهمنيار   
صائب تبریزی   
محمد حسن گنجي  
مهدی اخوان ثالث(م.امید)   
ابن‌خلدون  
بزرگ علوی  
غلامحسين ساعدي   
دقیقی  
محمدعلی بهمنی   
جلال الدین (یا شمس الدین) محمد بن محمد بن محمود الحافظ البخاری  
صوفیِِ رازی  
ابوالقاسم حسن عنصری بلخی  
شاه نعمت الله ولی  
شیخ بهاء الدین  
شمس تبريزی   
ابونصر فارابی  
شهاب الدين سهروردي   
محمود شبستری   
ايرج ميرزا   
مسعود سعد سلمان   
احمد بن عمر بن علي النظامي العروضي السمرقندي  
ابوالمعالي نصرالله بن محمد بن عبدالحميد منشي   
امير خواند محمد بن امير برهان الدين خاوند شاه   
مرتضی ممیز  
علي‌اكبر جلالي  

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت 8:53 |
بسیاری فکر می کنند هنر ذاتی و یا استعدادیست که در درون عده ای خاص وجود دارد و از آنها هنرمندان برتر متولد می شوند.
و به مرور همگان را شیفته هنر خویش می سازند.
اما واقع امر چیز دیگریست
وقتی زندگی نامه پل سزان را می خواندم پی بردم  قسمت بسیار بزرگی از رشد و بالندگی در عرصه هنر ، مستلزم داشتن صبر و تلاش مداوم است .

دکتر محمد تقی رادمنش

 

دکتر محمد تقی رادمنش

 
پل سزان ضعیف ترین شاگرد کلاس طراحی و نقاشی دوران تحصیل خویش است اما او با تلاش پیگیر و صبر به بزرگترین متحول کننده هنر نقاشی قرن بیستم  تبدیل می گردد .


تا جایی که شنیده ام بزرگترین طراح گرافیک آرم جهان دکتر محمد تقی رادمنش را هم هیچ یک از همکلاسانش تصور نمی کردند روزی آرم های او بر پیشانی بزرگترین نهادهای بین المللی بدرخشد.

 

 


بمانند اشعار سهراب سپهری که هیچگاه در زمان حیاتش جدی گرفته نشد.
سهراب، بسادگی اما پیوسته مسیر خویش را طی نمود و این همان جوهره تلاش و صبر است.

 

سهراب سپهری

 

سهراب سپهری

 
البته این مسئله نفی کننده استعدادهای درخشانی همچون میکلانژ و یا کمال الدین بهزاد نیست . اما بهر شکل حتی استعدادهای بزرگ هم بدون تلاش و همت راه بجایی نخواهند برد.

 

میکلانز

میکلانژ

 

 

اثر کمال الدین بهزاد


وقتی با هم کلاسهای خودم صحبت می کنم و می بینم آنها چگونه از شرایط تحصیلی و همچنین اساتید کلاسهایمان می نالند با خود می گویم :
نابرده رنج گنج میسر نمی شود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد 

 

برگرفته از : http://newsgraphic.blogfa.com/post-7.aspx

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 و ساعت 1:52 |
 

شعر (غربت)

  غربتی بیش نبود ...رفتن و دور شدن از وطنم

وکنون می بینم ....

که به صد خاطره پا بندم باز

و به آن خاک که با نم نم آب

بوی گلهای بهاری میداد

و به آن کوچه و پس کوچه شهر

که ز آوای منو ما پر بود

چشم چون می بندم

باز می بینم من

بازی و همهمهء طفلان را

و صدای گرمی

که به آوا میگفت:

آی سبزی دارم...سبزی تازه باغ

و چه دوریم و غریب ..

زآنهمه همهمهء "شهر امید"

و زآن "تهرانی"

که به آغوشی باز

همه را جا میـداد!

لیک در سردی غـربت حرفی ست

که مرا میخواند

سوی دلبستن و همراه شدن

با تو ای ایـرانی

وبدل میگوید:

هـرگـز از یاد مبــر

که تو از کشور شعر و ادبی

زاده کشور حافظ ســعدی

زاده نور و محبـت ...گـرمی

و مبادا که دلت زینهمه سردی غربت شکند

در دلـت خورشیدیست

که غروبی نپذیرد هـرگـز

عشــــق را یــاد آور

که ز آغاز تـولــــد با ما

سخنــی دیـگر داشــت

و مـداوم میگفـت:

تـو مبـادا که ز خاطـر ببـری

که تو روئیــده خاک وطنــی

زادهء نور و محبـت ...امیــد

زاده ء عشـق و حرارت...خورشیــد

و بخـود بایـد گفــت:

افتخــاریست بلنــد

خــوب بـودن چو یک ایــرانـی

"سبـز "چون سبــزی ایـــران ...گیــلان

پـاک چـون بـرف دمـاونـد ..."سفیــد"

"ســرخ" چون پـاکـی آن نوگـل سـرخ

این سه رنگی

که ترا سمبل ایـــران

بوده ست

پـرچـــم "مهــر " ..."محبــت" ... "امیــد"

مظــهر عشق و صداقت ...خـورشیــد

1368

 فرزانه شیدا

 

 

رایانه

 یاد باد آن روزگاران قدیم
زندگانی خوشتر از افسانه بود
قصه در قصه فقط مهرو وفا
بلبل و عطر گل وپروانه بود
عشق ودل غرقه به دنیای امید
روز وشب مست مّی و پیمانه بود
یاد بادا شعر سبز زندگی
با خزان سینه ها بیگانه بود
دل چه میسوزد به ایامی که رفت
آنزمان هر آدمی فرزانه بود
لیک افسوس ودریغ وصد دریغ
انچه جا مانده دلی دیوانه بود
مردم ودنیا اسیر روز وشب
حاصل آبادی اش , ویرانه بود
ای خدا آرام جانی مرحمی
آنچه جایش آمده ,, رایانه ,, بود !!!!!!
هم سخن هم دردودل هم گفتگو
پشت این ,, رایانه ,, با جانانه بود !!!
بیش از این سردی دنیا تا چه حد؟!!!
کاش عشقی جای آن در خانه بود!!!
کاش عشقی جای آن در خانه بود!!!

دوشنبه 27 آذر1385

 فرزانه شیدا

 

 

باغ زندگی

باغ زندکی

به تماشای بهاری خوشرنگ

سفری سوی مکانی دیگر

با همه ذوق و شتاب در پی تازه بهاری دیگر

و رسیدن به خزان... دیدن برگ به خون آلوده

رنگ زرد مردن

باغ پائیز زده افسرده!

با سکوتی غمگین ...به نمایندگی یک فریاد

همه جا خاموشی...

بهر عصیان و قیام و بیداد!!!

"آسمان" ابری و تار ...بهر بارش حاضر

بغض از خواری باغ ...یاد گل در خاطر!!!

ملتهب از اندوه ...سینه را فرمان داد:

تو ببــار ای باران!!

ومن اینجا تنها... زیر باران غمگین

پس چه شد آن گل سرخ؟! آن بهار رنگین؟!

به تماشای بهار آمد ه ام ...لیک او اینجا نیست

این خزان است خزان... این خزانی خالیست!!!

گوید اما از مرگ..از همه بیرنگی

دل او بیرحم است ...جنس قلبش سنگی!!

ناگه از پشت سرم ...تک صدائی برخاست...

گقت: دیر آمده ای از خزان هم پیداست!!!

گل به حرف آمده بود گل پژمرده زار

اشک بر چهره زرد... پیکرش خسته و زار

گفت :آن تازه بهار ..رفته از باغ جهان

زندگی یک رو نیست ..با بهار است خزان!!!

گل شود مست غرور تا که رنگی دارد

او نداند افسوس...وقت تنگی دارد!!!

غنچه ای چون کودک...بی خبر از دنیاست

آنچه او می بیند...باغ نه، یک رویاست!!!

زندگانی هم نیز...نیست کمتر ز بهار

هستی انسان هم... نیست گمتر ز قمار!

لحظه ای در اوجی لحظه ای در خواری

لحظه ای در خنده...لحظه ای در زاری!!!

باغ را ساده مبین..در درونش "هستی"ست

آنچه اینجا پیداست..."غفلتی" از مستی ست

از غرور منو تو ..مستی و نخوت ما

ما که غافل بودیم از خزان فردا

دیر برخاستنت ...شکلی از "غفلت " بود

آمدی آندم که...باغ در ذلت بود

آدمی اینگونه ست...دیر بر پا خیزد

میرود آندم که برگها میریزد!!!

در قبال خود هم ...از بهاران غافل

او ندارد چون گل...غیر "مردن" حاصل!!!

خود همی میدانی آدمی"آه" و" دم" است

آه چون بیرون داد... بینی از دنیا رست!!!

باغ را الگو ساز ...هستی خود دریاب

آخر انسان تاکی ...غرق مستی...در خواب؟!

باغ خود را بنگر ...گلشن دنیا را

تا که امروزت هست ...کو دگر تا فردا!!!

تو" کنون" بر پا خیز ...رسم بودن آموز

توشهء فردایت ...کار تو در امروز!!!

1362

 فرزانه شیدا

 

 

پرواز

 

در اين ويرانه ساماني...که کس کس را نميداند ...

دلم از درد ميمرد ...تنم از غصه مينالد

مرا در کنج رويايم دگر تاب و تواني نيست...

دلم پرواز ميخواهد... که رنگ تازه اي دارد

تو هم اين قلب ويران را به کنج غصه ها منشان...

که مرغ سينه ما را سراي ديگري بايد

مرا در آبي روحم هزاران بال پرواز است

بيا بگذار مرغ دل پر پرواز بگشايد

1381/2000 ارديبهشت ماه

 فرزانه شیدا

 

 

معبد آتش

 

دلي در کنج سينه

 

باز فريادي دگر دارد
دوباره ميخزد روحم
به خلوتگاه اشعارم
دوباره اشک تبداري بروي گونه مينالد
ورنگ آبي آن آسمان سينه را
افسوس
دوباره ابرهاي تيره اي
گيرد در آغوشش
گهي باراني شبهاي تبداريست
که از اوج بهشتي
ناگهان سر ميخورد در قعر
سوزان جهنم ها
وگه باخود دلم گويد
مرا اينجا چه کاري باشد آخر
با همه اهريمن
دنياي مظلومي
که بي شک ميشناسد
بنده خوب وبد خود را
!!!
جهنم جاي اين دل نيست
ولي گويا جهنم
بر زمين من سرايم شد
!!!
وفاني بودنش گوئي
براي بودن من لااقل
تا بي نهايت راه مي پيويد
و بر دل هم گريزي نيست
جهنم را سراي بودن خود ديدن
ودرسينه هرروزي
بپاي بي گناهي ها به آتش
دل بسوزاند بنام زندگي هرروز
ودر شبها
به کنج خلوت شعري
در آن آتش سراپاسوزد و
با خودبگويد باز
سراي عاشقي را سوختنهاي بسي بايد
بسوز ايدل که تو ويرانه ء يک شعله از آتش
ميان اين جهنم هستي و برتو گريزي نيست
که اينجا مهد آتشها
ندارد نام ديگر جز همان
بودن
بدنيائي که نامش زندگاني بود
سرايش معبد آتش
!!!!
بسوز اي دل
وديگر شکوه را بس کن
که دنيا هم جهنم خانه اي
در زنده بودن هاست

خدايم خود دهد ياري
که سوزان همين دنيا اگر بودم
مرا در آسمانها مهربان باشد
که او تک واژه شيرين اين دنياست
يگانه واژه ايمان
يگانه مظهر اميد اين قلبي
که گر سوزان همي سر کرد
نگاهش را توان برگرفتن نيست
زدرگاه محبتهاي يزدانش
توکل برهمان او ميکند اين دل
اگرچه بسته در ميدان آتشهاست
خدايم را نميجويم
چو اوهم دردلم همواره پابرجاست
نوزدهم آبان 1385

 فرزانه شیدا

 

 

ماخذ:

برگزیده ای از سروده های زیبای فرزانه شیدا سرآینده ایرانی مقیم نروژ

 

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 19:43 |
 

سلام به همه دوستان وبلاگ نویسم

امروز که تو گوگل چرخ می زدم

 اسم وبلاگ خودمو تو یه روزنامه دیدم

کاش بودید و هیجانمو می دیدید

بله روزنامه زیبا و خواندنی صبح ایران ابتکار

اینم لینک مطلبی که از وبلاگ من در اونجا گفته شده :

http://www.iranpress.ir/ebtekar/Ebtekar/Article.aspx?AID=4066#20403

و این هم آدرس صفحه اصلی سایت روزنامه ابتکار  : 

http://www.iranpress.ir/ebtekar/Ebtekar/Article.aspx?AID=4057

فردا صبح می رم دنبال روزنامه

راستش الان دو سه سالی میشه روزنامه نخریدم

اینم از دردسرهای اینترنته

اما خوب روزنامه خواندن خودش عالم دیگری داره

امیدوارم روزنامه های دیگر هم از این نشریه وزین یاد بگیرند و به زحمات وبلاگ نویسان کشورمان بها بدهند

از همین جا از مدیران این نشریه تشکر و سپاسگذاری می کنم

 

فریبا ملک

 

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 3:42 |
 

وقتی از تابلوی مونالیزا سخن می رود همه به یک اندیشه فرو می رویم
بله  آن اندیشه این است که ما از یک شاهکار هنری سخن می گویم
و داوینچی اگر زیباترین اثر نقاشی را هم نکشیده باشد لااقل صاحب مشهورترین اثر نقاشی جهان است .


داوینچی هنرمندی که در اروپا و غرب رشد کرد و بالید
هدف من از این مقدمه کوتاه داوینچی و اثر زیبایش مونالیزا نیست
من امروز می خواهم از زیباترین شاهکار کاریکاتور تاریخ سخن بگویم .
بله " یاد " اثر ارد بزرگ
این اثر که امروز برای همگان بسیار آشناست مونالیزای عرصه کاریکاتور است.
"یاد" همچون " مونالیزا " دارای پیچیدگی و رمزی مخصوص به خود است هر کس با دیدن آن در پی رازی بزرگ است

leonardo Davinci - Italy & Great Orod.- Iran

کشف آن خود وجه طنز آن است بله یک طنز سیاه...
درختی که کمرش شکسته اما برگهایش در آسمان همان جای که بوده اند باقی هستند.
نگاه ارد همچون داوینچی مطلق نیست او به مخاطبش این اجازه را می دهد که بنابر اندیشه خود اثرش را بررسی

کند و در نهایت به نتیجه برسد.
کارشناسان معتقدند عرصه بلوغ اجتماعی این اثر هنوز  همچون مونالیزا فرا نرسیده است  البته آنها این را هم می

گویند که ارزش هنری این اثر آنقدر هست که بتواند در آینده جایگاهی حتی فراتر از مونالیزا برای خود در بین افکار

عمومی پیدا نماید.
متاسفانه ارد بزرگ آنگونه که شایسته آن است تا کنون معرفی نشده است.
شاید علت اصلی این گمنامی آن باشد که او در یکی از کشورهای غرب زندگی نمی کند که هر روز مجبور باشد

چتر بدست خود را از دیدخبرنگاران و رسانه های جستجو گر پنهان سازد.
تا آنجای که می دانیم او یک ایرانی است زادگاه اش شهر توس است  آن جا زادگاه شاعر بلند آوازه ایران فردوسی می باشد .

فدریکو مایور رییس پیشین یونسکو از  فردوسی به عنوان بزرگترین حماسه سرای تاریخ یاد نمود و

همچنین مرکز امپراطوری سلسله افشاریه بوده است .
ارد را بیشتر به عنوان صاحب شاهکار های هنری می شناسیم   حال آنکه او یک اندیشمند و متفکر نیز هست.
هواخواهان بسیاری در بین تحصیل کردگان فارس زبان در تاجیکستان ، افغانستان ، ازبکستان و حتی ترکمنستان دارد.
ارد بزرگ دارای یک نظریه عجیب اما بسیار جالب به نام " قاره کهن " است.
او راه برون رفت از عقب افتادگی کشورهای منطقه را در همگرایی بیشتر آنها می داند.
او بر اساس اشعار فردوسی شاعر هزار سال پیش ایران که اشعارش را از متن کتاب خداینامه که عده ای عمر آن را بین 2 تا 7 هزار سال پیش تخمین می زنند گرفته و می گوید :
نقشه امروز قاره ها پذیرفته نیست قاره ها شامل سرزمین هایست که به لحاظ قدمت تاریخی و  تمدن به یکدیگر

نزدیکی داشته باشند از همه مهتر وقتی از شرق و غرب یاد می شود به سرزمین مرکزی اشاره نمی شود وقتی

از شرق و غرب سخن می گویم منظور شرق و غرب کدام سرزمین است .
او می گوید از کوههای پامیر و کشمیر تا دریای مدیترانه  قاره ای بوده است.

به این قاره نام  کهن ( به معنای دیرینه و بزرگ ) می دهد .
 امروز ه قسمتی از آن در آسیا و قسمتی هم در اروپا قرار دارد .

نقشه جهان براساس آموزهای ارد بزرگ - OROD BOZORG

 او به صراحت نسبت به نزدیکی بیش از حد کشورهای منطقه قاره کهن به ژاپن و چین هشدار می دهد و معتقد

است انگیزه های استعماری آنها کمتر از قدرتهای دیگر جهان نیست.
شاید در ایجا بهتر باشد اشاره ای به کتاب 75 هزار بیتی شاهنامه اثر فردوسی بنمایم . در آنجا فریدون پادشاه

اساطیری جهان در آستانه پیری زمین را بین سه فرزندش تقسیم نمود .
شرق و چین را به تور ، غرب و اروپا را به سلم و مرکز جهان را که امروز به عنوان قاره کهن از آن یاد می کنیم را به

ایرج سپرد .
جالب است که بدانید پس از چندی تور (در شرق) و سلم (در غرب) با یکدیگر متحد شده و ایرج را می کشند !
این همان نکته ای است که ارد بزرگ از آن یاد می کند.
 او می گوید برای پیشرفت همه جانبه باید سرزمین های ایرج به یکدیگر گره بخورند .

زندگی ارد بزرگ خود دارای ابعادی حماسی نیز هست .
می گویند احمد شاه مسعود رهبر فقید چریک های افغانستان که در غرب از او بعنوان " چگوارا " ی آسیای مرکزی

یاد می شود از دوستان بسیار نزدیک ارد بوده است .
ارد بین هنر ، فلسفه ، تاریخ و سیاست گرفتار است . از این وجه شباهت بسیاری با فردریش نیچه دارد البته نمونه

شفاف تر آن جبران خلیل جبران می تواند باشد.
چندی پیش کتاب برانگیختان را مطالعه می نمودم در آن کتاب به تفصیل به این مسئله اشاره شده بود. میدان تشابه

3 کتاب بود :
" چنین گفت زدتشت " اثر فردریش نیچه
" برآیند "  اثر ارد بزرگ
" پیامبر  " اثر جبران خلیل جبران

امیدوارم با این توضیحات کوتاه شما را بیشتر با خالق اثر " یاد " آشنا ساخته باشم .

 

 

http://khandeh-grih.blogfa.com/post-31.aspx

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 3:29 |
من مي‌خواهم صحنه‌هايي را به تو نشان دهم كه مثل سيلي به صورتت بخورد و امنيت تو را خدشه‌دار كند و به خطر بيندازد. مي‌تواني نگاه نكني، مي‌تواني خاموش كني، مي تواني هويت خودرا پنهان كني، مثل قاتل‌ها، اما نمي‌تواني جلوي حقيقت را بگيري، هيچ كس نمي‌تواند.

                                                 كاوه گلستان

http://www.kavehgolestan.com

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 5:20 |

 

زندگینامه و آثار صد هنرمند برتر ایران

کمال الملک - اُرد بزرگ  - مرتضی ممیز - ابوالحسن خان صدیقی - هوشنگ سیحون -  مسعود کیمیایی - مهدی اخوان ثالث - صادق هدایت - بهروز وثوقی - کاوه گلستان  - حسن شماعی زاده -  محمدرضا شجریان - یدالله کابلی خوانساری  - داریوش اقبالی - علی حاتمی - داریوش مهرجویی - اردشیر محصص پرویز پرستویی - محسن دولو - صمد بهرنگی - هوشنگ گلشیری هایده  - ایرج قادری - حمیرا - نیما یوشیج - علی‌اکبر صنعتی  - حسن میرخانی - عباس اخوین - سیاوش قمیشی - محمود دولت آبادی - محمدکریم پیرنیا - غلام حسین امیرخانی  - جمشید مشایخی - مریم زندی - محمود فرشچیان - عزت ا.. انتظامی - بهرام بیضایی - سهراب سپهری  - ژاله علو  - احمد محمود  - پرویز شاپور  - حجت الله شکیبا  - اکبر عبدی -  مرتضی کاتوزیان  - فروغ فرخزاد  - محمد علی فردین - ساموئل خاکچیان  - میرزاده عشقی  - کامبیز درمبخش -  بیژن مرتضوی  - معین - محمود کلاری  - بابک بیات  - حسین علیزاده  - ابراهیم حاتمی کیا  - محمد علی جمال زاده  - پوران  - جواد معروفی  - مهدی سجادی  - خسرو شکیبای  - شهرام ناظری  - حسین لرزاده  - شهره آغداشلو  -  مهدی هاشمی  - جواد علیزاده - ناصر چشم آذر  - بزرگ علوی - جهانگیر الماسی - گلاب آدینه  - بنان -  فرهاد مهراد  -  ابی  -  احمد میر علایی - محمد نوری -  محمد علی کشاورز  - آیدین آغداشلو  -  آرمیک  -  حسین خسروجردی  - گوگوش  -  ابراهیم حقیقی  -  هوشنگ مرادی کرمانی - ناصر پاکشیر  -  غلام حسین نامی - ویگن  -  نادر نادرپور - شفیعی کدکنی  -  اصغر بیچاره - سیمین بابایی  -  احمد عبداللهی نیا  -  بهمن جلالی  -  اسدالله ملک  - ابوالحسن صبا  -  ملک الشعرای بهار  -  احمد عربانی - محمدرضا لطفی  -  احمد شاملو  -  مرتضی حنانه  -  روح الله خالقی - فریدون مشیری  -  ایرج جنتی عطائی

http://star1.blogsky.com

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 4:17 |
 
 
 
سخنی با نوجوانان

 

دکتر میکائیل خسروی
عضو هیئت مدیره کانون نظرسنجی پاسارگاد

چه بسا بسیاری از شما هنوز حتی نام بزرگان هنر و فرهنگ مان را نشنیده باشید لذا برای یاد آوری و ذکر خیر بزرگان فرهنگ و هنر ایران به اجمال نگاهی و اشاره ای کوتاه دارم بر دستاوردهای آنها .

 

کمال الملک

۱- کمال الملک                      = "محمد غفاری "نقاش بزرگ اواخر قاجاریه ، صاحب اثر تالار آینه  (که بسیاری معتقدند هنوز اثر نقاشی به این زیبای خلق نشده است) چندین شاگرد او جزو صد هنرمند برگزیده قرن هستند از  جمله استاد مرحوم ابوالحسن خان صدیقی  و  استاد مهدی سجادی ، نقاش مقیم پاریس .

ارد بزرگ


2- اُُرد بزرگ                       = طنزآرای برتر ایرانی صاحب اثر جهانی " یادت همچنان باقیست " هنرمندی وطن پرست بوده که تا کنون صدها کاریکاتوریست تربیت نموده است اولین کتاب آموزش طنزآرایی ایران را نگاشته است در مورد او کتابهایی نگاشته اند از جمله " برآیند  " که حاوی سخنان حکیمانه اوست و " قاره کهن " که تفکر اجتماعی و تاریخی اش را نشان می دهد کتاب "برانگیختگان  " نیز در مورد همانندیهای فکری ارد بزرگ با فردریش نیچه و جبران خلیل جبران است .

مرتضی ممیز


3- استاد ممیز                      = پدر گرافیک نوین ایران ، او با شناخت هنر مدرن و تلفیق آن با سمبولهای تاریخی ایران توانست گرافیک ایران را بومی کند او اولین کتابهای آموزشی این هنر را در ایران نوشت و شاگردان بسیاری تربیت کرد

ابوالحسن خان صدیقی
4- ابوالحسن خان صدیقی         = سازنده زیباترین اثر مجسمه سازی تاریخ ایران (مجسمه نادر شاه افشار )، صاحب اثر جاودانه مجسمه فردوسی ، و صدها اثر ماندگار دیگر، سفرای دیگر کشورها پیشتر لقب میکلانژ شرق را به او داده اند

هوشنگ سیحون
5- هوشنگ سیحون                = طراح اثر جاودانه آرمگاه حکیم عمر خیام  که به اعتقاد بسیاری زیباترین بنای یادبود عصر حاضر بوده است البته بناهای دیگری همچون بوعلی سینا در همدان و کمال الملک در نیشابور و آرامگاه نادرشاه افشار از دیگر آثار ماندگار استاد است شاگردانش به او لقب "مرد بناهای ماندگار" را داده اند

مسعود کیمیایی
6- مسعود کیمیای                  = سازنده فیلم قیصر که به اعتقاد بسیاری از منتقدان سینما همچنان بهترین اثر تاریخ سینمای ایران است فیلم دیگر او یعنی گوزنها شاید تنها فیلمی باشد که در تاریخ سیاسی ایران نیز نامش درج شود چرا که هنگام دیدن این فیلم در سینما رکس آبادان 400 نفر زنده زنده در آتش سوختند ، و راز قتل آنها همچنان جزو ابهامات تاریخ است

استاد اخوان ثالث
7- مهدی اخوان ثالث(م.امید)= صاحب اثر زمستان  که شاید کمترین ایرانی فرهنگ دوستی آن را نشنیده و یا حفظ نباشد این شعر به اعتقاد همگان بهترین شعر نوی تاریخ معاصر ایران است اخوان توانست موج تجدد در شعر را با غنای شعر کلاسیک ایران تلفیق کند و به اعجازی قدرتمند در کلام دست یابد

صادق هدایت
8- صادق هدایت                  = پدر رمان نویسی مدرن ایران او صاحب اثر جهانی بوف کور است که تاکنون به دهها زبان زنده جهان ترجمه شده است دلایل تراژدی مرگ او همچنان در پرده ابهام است او صاحب دهها نوشته و رمان بوده که بسیاری از آنها در حال حاضر حالت مرجع را دارند و تعدادی هم منبع الهام نمایشنامه نویسان و دست اندرکاران عرصه سینما شده است

بهروز وثوقی
9- بهروز وثوقی                  = بازیگر خوش سیمای دهه پنجاه ایران او با فیلم قیصر جاودانه شد البته بازیهای او در فیلمهای دیگری همچون رضا موتوری ، سوته دلان و گوزنها نیز جزو شاهکارهای تاریخ سینما محسوب می شود

کاوه گلستان
10- کاوه گلستان                 = عکاس صحنه های درگیری و تغییر نظام سیاسی در ایران ، او صاحب ماندگارترین عکسهای تاریخ انقلاب سال 1357 است آثاری که در پشت خود شجاعت و حس مسئولیت عکاس را نشان میدهد مسلما کتابهای تاریخ آیندگان با آثار او زینت خواهد شد

استاد شماعی زاده
11- حسن شماعی زاده